دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

آب از دیار دریا
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می کرد
برگرد خاک می گشت
گرد ملال او را
از چهره پاک می کرد
از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می گفت
کان موج نازپرورد
سر را به سنگ می زد
خود را هلاک می کرد

بایگانی
آخرین مطالب

زجر

سه شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۳۲ ب.ظ
از این روز های تکراری متنفرم از مدرسه نرفتن ... از مدام روی میز بودن ... از گیر فودن بیخوودی امیدوارم زوود تر تموووم شه ماهِ سیاره ی تنهای دلم! بعد از مندر مدار هوس مشتریان می گردی ! پ.ن : زنگ تفریح نیست ... حوزه ها هم یکی نیست !!! آرزووو بدلم هنوووز :((
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۰۵
امیر.ن