دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

آب از دیار دریا
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می کرد
برگرد خاک می گشت
گرد ملال او را
از چهره پاک می کرد
از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می گفت
کان موج نازپرورد
سر را به سنگ می زد
خود را هلاک می کرد

بایگانی
آخرین مطالب

شهر درون

جمعه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۰۳ ب.ظ
درون ما،ز تو یک دم نمی‌شود خالىکنون که شهر گرفتى، روا مدار خراب…سعدی در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود ب چشم خویشتن دیدم ک جانم می رود سعدی
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۵
امیر.ن