دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

دفتر هذیان تب عشق

بگشا دفتر هذیان تب عشق مرا تا بدانی که چها بر دل بیمار گذشت

آب از دیار دریا
با مهر مادرانه
آهنگ خاک می کرد
برگرد خاک می گشت
گرد ملال او را
از چهره پاک می کرد
از خاکیان ندانم
ساحل به او چه می گفت
کان موج نازپرورد
سر را به سنگ می زد
خود را هلاک می کرد

بایگانی
آخرین مطالب

بر بی کسی من نگر و چاره ی من کن

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۲۶ ق.ظ
بسیار برگه ی دست نویس در این دوران هست ... اما دل تایپ کردنشان نه  کم کم داریم از پیله هامون در میایم ... اماچه در آمدنی ؟! ... اگر قرار است این چنین " بی تو" باشد ... همان درون پیله خوش  تر است ... خودت به دادمان برس ... دست بگیر ... همت بده .. پ.ن: باز هم این دو تن حال مارا گرفتند ... پنج / پنج/ هزاروسیصدونودپنچ باشد که من اصلاح شوم ... :(( :)
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۰۶
امیر.ن

نظرات  (۲)

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم...
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم....
پستِ جدید؟!